تبليغاتX
گروه اقتصاد رازی - یه سال جدید با روزهای جدید
محتاج دو پیمانه می معرفتیم
 یه سال جدید با روزهای جدید
سلام سال جدید هم شروع شد برای تمام کسایی که به وبلاگ من سری میزنن آرزوی سالی خوش و پر از خیر و برکت رو دارم و از خدا می خوام که تو این سال تمام انسانها در صلح و برابری زندگی کنن .

یه سوالی که مخ من رو اشغال کرده بود این سوال بود که چرا از مسایل اقتصادی چیزی تو وبلاگم نمی زنم مگه اسم وبلاگ من اقتصاد دانشکده ادبیات نیست؟ ولی بعد از یه کم کلنجار رفتن با این مخ اکبندمون به این نتیجه رسیدم که وقتی بروبچ اقتصاد هیچ کدوم به تنها وبلاگ گروهشون سر نمی زنن علی رغم اینکه اگه به گروه ما تشریف ببرین ادرس این وبلاگ رو حتما یه گوشه ای از سالن گروه مشاهده می کنین که من فک می کنم جای چشم گیری هم باشه چه لزومی داره به مطالبی اهمیت بدم که به درد سرورانی(علی خصوص بچه هم دانشکده ای ما سایه ی عزیز) که واقعا من رو شرمنده می کنن و به وبلاگ خودشون می یان و نظر می دن بنویسم هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  به هر حال که فعلا مراجعی از گروه نداشتیم هر وقت کسی اومد و دلش خواست در خدمتیم و به دروس اقتصاد هم توجه خواهد شد

ولی چند تا از دوستان که به وبلاگ من سر می زنن اما نظر هاشون رو شفاهی اعلام میکنن گفته بودن بر خلاف بقیه وبلاگهای دانشگاه رازی از شعر و مسایل عاطفی تو وبلاگ من خبری نیست منم گفتم خوب بیام برم از یکی از شاعرایی که شاعراش واقعا هایه یه شعر بیارم بنویسم که هم خدا خوشش بیاد و هم دوستان منتقد و هم بروبچ بلاگر که به ما هم سر میزننامیدوارم خوشتون بیاد

بگویید که برگورم بنویسند:

زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت

مهربان بود ولی مهر نورزید

طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد

در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت

در زندگی احساس تنهایی میکرد ولی هرگز دل به کسی نداد

وخلاصه بنویسید زنده بودن را برای زندگی دوست داشت

نه زندگی را برای زنده بودن

فریدون فروغی

|+| نوشته شده توسط یکی مثل تو در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386  |
 
 
بالا