دوس داشتم این بار که آپ میشم به احترام کسایی که به وبلاگ من سر میزنن چیزایی رو که احساس میکنم دوس دارم اینجا بنویسم و اول هم از
سایه خانوم شروع میکنم بهشون قول داده بودم در مورد برخی از واژه های کوردی و مادی بنویسم که این ها رو اینجا براشون نوشتم که امیدوارم خوششون بیاد
کوروش=از دو کلمه تشکیل شده کور + روش(روژ) که کلمه اول به معنی پسرو کلمه دوم به معنی خورشید یا روز است که از ترکیب این دو کلمه .کلمه ای که تشکیل می شود به معنی پسر خورشید می باشد . چون ایرانیان قبل از انکه زردتشت ظهور کند خورشید پرست بودند و چون اعتقاد داشتند که پادشاهان با مردم عادی تفاوت دارند و اصولا انها از اولاد خدایان هستند این اسم را برای کوروش نوه ی استیاک اخرین پادشاه ماد برگزیدند.
تاق بستان= که درستش تاق وه سان است از سه کلمه تشکیل شده تاق+ وه+ سان به معنی تاقی که از سنگ ساخته شده است
بیستون= که تغییر یافته بغستون(بغستان) است از دو کلمه تشکیل شده بغ+ ستون(ستان) . بغ به معنی خدا و ستون (ستان )هم پسوند مکان هست که مجموعا به معنای جایگاه خدا است البته این مطلب را هم اضافه کنم که بغداد به معنی خداداد است و علت نام گذاری ان بر رو یک شهر عربی این است که این شهر در زمان منصور عباسی و به کمک برمکیان که ایرانی بودند ساخته شده است و این وزرای برمکی از نفوذ خود استفاده کرده و یک اسم مادی را برای این شهر برگزیده اند.
هرسین=دو نظر در مورد این کلمه وجود دارد یکی این که به معنی اشک آلود و دیگری ان که از دو واژه متشکل گشته هر+سین که در ان "هر " به معنی کوه و "سین" به معنی عقاب است که مجموع ان به معنی کوه عقاب است
جوانرود= در اصل "جوانرو" است این اسم را هم دو به دو صورت معنی می کنند یکی انکه به معنی بسیار زیباروی .و دیگر انکه از دو کلمه تشکیل گشته جوان+رو و اینگونه معنی می کنند که در گذشته بین مردم این منطقه و حکومت مرکزی (دولت حاکم) جنگی رخ داده که در آن جوانان بسیاری از این مکان کشته شده اند و جوانرو یعنی شیون بر جوان کشته شده.
سهراب= در اصل "زور اب" بود است به معنی اب فراوان که مربوط می شود به مهر پرستی در ایران
گرد= که به معنی پهلوان است و از کلمه کرد (کورد) گرفته شده است چون در گذشته و هم اکنون اکثر کردها به نیروی جسمی و نیز مردانگی در تمام خاورمیانه مشهور بوده اند
لک=واحد شمارش در گذشته به معنی صد هزار اما انتخاب این اسم برای مردم لک به این علت بوده که این مردم کورد همواره صد هزار مرد جنگی داشته اند
سردشت=بسیاری از مورخان این شهر را زادگاه زرتشت می دانند و به همین خاطر نام ان سردشت(زردشت) نامیده اند
اما شعری رو که از استاد بهزاد به دستم رسیده به افتخار
فریدجان این جا مینویسم فکر کنم چند روز دیگه چهلمین روز رحلت این استاد بزرگ کرمانشاهی باشه افتخار میکنم که همچنین همشری داشتم هر چند که می دونم اساسا به این حرفا میگن مرده پرستی ولیس به هر حال ایشون کسی بودن که بزرگان ادب و عرفان ایران در زمان معاصر هرگز بدونه اجازه و رخصت ایشان قدم به خاک کرمانشاه(کرماشان) نمیگذاشتند به هر حال براشون طلب مغفرت وبخشش می کنم از خدای بزرگ و مهربان شما اگه دوس داشتین براش فاتحه بفرستین
به استواری و سختی رشک فولاد
به راه عشق سرها داده بر باد
قرین بیستون همسنگ فرهاد
ز کرمانشاهیان یاد این چنین باد
مرحوم" استاد یدالله بهزاد"
اما سومین کسی که براشون احترام خاصی قائل هستم وایشان همیشه به وبلاتگ خودشون سر میزنن و به من افتخار میدن و با راهنمایی هاشون من رو شرمنده می کنن
مهرداد جان هستش به همین خاطر رفتم وگشتم و یکی از بزرگ های علمی کورد رو که با ایشون هم رشته ای هستن پیدا کردم و یه چیزایی از زندگی ایشون این جا نوشتم متاسفانه این استاد بزرگ وار(پرفسور مظفر پرتو ماه)سال گذشته به رحمت ایزدی پیوستن
دكتر مظفر پرتوماه در سال 1320 در محله جورآباد سنندج در خانوادهاي متدين و زحمتكش ديده به جهان گشود و پدر وي مرحوم صيد محمد و مادرش مرحومه گل اندام پرتوماه نام داشتند كه با پاكي و صداقت و زحمت، زندگي خود را سپري ميكردند. پرتوماه تحصيلات ابتدايي خود را در سنندج آغاز كرد و تحصيلات ششم ابتدايي و سيكل اول را با عنوان شاگرد ممتاز در شهر سنندج گذرانيد، سپس وارد دانشسراي مقدماتي شده و بعد از دو سال تحصيل به عنوان شاگرد نمونه ديپلم ناقص را اخذ مينمايد و بعد از آن وارد دبيرستان هدايت سنندج شده و با عنوان شاگرد اول در شهر سنندج در رشته رياضي فيزيك موفق به اخذ ديپلم كامل متوسطه ميشود. بعد از گرفتن مدرك ديپلم و شركت در آزمون سراسري به عنوان شاگرد ممتاز سنندج و نفر هفدهم كشور در كنكور سراسري وارد دانشسراي عالي تهران ميشود مدت سه سال در دانشسراي عالي به تحصيل پرداخته كه در آنجا نيز به عنوان نفر اول شناخته ميشود، همين شاگرد اول بودنها به لطف خداوند زمينه اعزام ايشان را به آمريكا از سوي وزارت فرهنگ وقت فراهم مينمايد. علاقه به زاداگاه و ديار سبب ميشود تا زمان آماده شدن براي سفر به خارج و فراهم آمدن سازوكار تحصيل، تهران را ترك و به كردستان رجعت و بعد راهي سقز شود تا در كسوت شريف معلمي خدماتي را به مردم آن ديار عرضه نمايد
.
مدت 5/1 سال در سقز به تدريس دروس رياضي، فيزيك و ادبيات فارسي ميپردازد.
و بالاخره در سال 1964.م جهت ادامه تحصيل راهي آمريكا شده و در ايالات سردسير وسكانسينا شهر ماديسون اقامت ميگزيند و بعد از فراگيري زبان انگليسي و تشكيل خانواده در دانشگاه وسكانسين يكي از ده دانشگاه معتبرو مهم آمريكا در رشته فيزيك هستهاي تحصيلات خود را تا مقطع دكترا ادامه ميدهد. گرچه مدت سه سال در دانشسراي عالي ايران به تحصيل پرداخته، اما عدم تناسب دروس ارائه شده در ايران با رشته انتخاباتي سبب ميگردد تحصيلات خود را از ابتداي مقطع كارشناسي دوباره شروع نمايد، اما در دو سال اول تحصيل، زيركي و ذكاوت ايشان توجه اساتيد را جلب مينمايد، به گونهاي كه در رديف دانشجويان ممتاز آمريكا قرار ميگيرد و همين امر سبب كريديت كردن (احتساب واحدهايي كه قبلا در ايران گذرانده) بعضي از واحدهاي درسي ميشود. پس از گرفتن مدرك ليسانس با تعدادي از دانشجويان مسلمان ديگر كشورهاي مقيم آمريكا آشنا ميگردد و متوجه ميشود كه يك سال قبل، آنان تشكلي را به نام انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا تاسيس كردهاند. بيدرنگ و نيز وارد تشكل گشته و به عنوان عضو رسمي فعاليت ديني خود را با آنان آغاز مينمايند.
از آن بعد روزانه مشغول تحصيل و حضور در دانشگاه ميشود وديگر اوقات در انجمن دانشجويان به فعاليت ميپردازد. همين فعاليت سبب ميشود يكي دو سال ديرتر به درجه دكترا نائل آيد، دكتر پرتوماه از بابت اين كه دو سال ديرتر توانسته دكترا را بگيرد نه تنها نارحت نيست بلكه صميمانه از پروردگار تشكر و قدرداني مينمايد، آنچنان كه خود ميگويد:« الحمدالله رب العالمين گرچه به واسطه فعاليت در انجمن دانشجويان يكي دو سال ديرتر توانستم دكترا بگيرم اما همين امر سبب پديدهاي مبارك شد و آن اين كه به واسطه آن كارها توانستم از ميان دانشجويان مسلمان مقيم آمريكا در اغلب كشورهاي اسلامي دوستاني بيابم كه به واسطه آنان امروز در آفريقا، آسيا، اروپا و تقريبا در تمام دنيا شناخته شدهام پس صميمانه الحمدالله رب العالمين».
در سال 1968 هنگامي كه مسجدالاقصي توسط يهوديان به آتش كشيده ميشود و محراب و منبر سلطان صلاحالدين ايوبي در آن سوخت، سال بعد از آن، از طرف مسلمانان اروپا كنگرهاي عظيم به نام رويال آبردهاو در لندن برگزار شد كه دكتر پرتوماه به نمايندگي انجمن اسلامي دانشجويان آمريكاي شمالي در آن شركت مينمايد و با صدور قطعنامه و بيانيههاي متعدد شديدا دولت اسرائيل را به خاطر اين جنايت محكوم و ناچار به واكنش مينمايند. اسرائيل در پاسخ آن بيانيهها اعلام ميدارد كه به آتش كشيده شدن مسجدالاقصي كار دولت اسرائيل و يهوديان نبوده بلكه فردي ديوانه و تبعه استراليا اين اقدام را انجام داده و حساب آن از دولت اسرائيل و مردم يهود جداست در واقع ميتوان گفت كه اقدام جدي دانشجويان اسلامي، اسرائيل را وادار به ارائه چنين پاسخي كرد. در جريان سفر به انگلستان و شركت در آن كنگره عظيم صلابت و دلسوزي و دفاع جانانه از اسلام و مسلمانان از طرف مظفر پرتوماه بر همه عيان و محبوبيت ايشان در ميان هم مسيرانش دوچندان ميشود و همين امر سبب ميگردد كه پس از بازگشت به عنوان نايب رئيس انجمن انتخاب شود و يك سال بعد به عنوان رئيس انجمن زمام امور را در دست بگيرد. انجمني كه در آن زمان حدود 10 هزار نفر عضو داشته و امروز بر اثر فعاليت دلسوزانه دانشجويان تعداد آنها بالغ بر يك ميليون نفر است. در اقدام اول پس از انتخاب به رياست انجمن دكتر پرتوماه به اتفاق بقيه عضاي هيات رئيسه سه بنا را براي اجتماع مسلمانان در آمريكاي شمالي خريداري ميكند تا آنها را به مسجد و محل عبادت تبديل نمايند يكي كليسايي بوده در شهر تورانتوي كانادا، ديگري ساختماني در شهر ماديسون محل اقامت دكتر پرتوماه و سومي ساختماني در شهر ان آن بر ميتي گان.
پس از تاسيس آن سه مسجد در آمريكا براي اولين بار دانشجويان در اين انديشه فرو ميروند كه پس از فراغت از تحصيل و بازگشت به كشورهايشان تكليف اين امكان چه خواهد شد و چه كساني عهدهدار آنها خواهند بود؟ لذا با همفكري به اين نتيجه ميرسند كه بايستي موسسهاي را به عنوان سرپرست املاك مسلمانان به ثبت برسانند تا از هدر رفتن آن اماكن جلوگيري شود. موسسه ثبت ميشود و دكتر پرتوماه به عنوان رئيس آن نيز انتخاب ميگردد و اظهار ميدارد: «يكي از بزرگترين افتخارات من در زندگي آن است كه سند تاريخي املاك موقوفه و مساجد مسلمان آمريكا را من به عنوان رئيس موسسه امضا كردم و در تاريخ آن كشور به ثبت رسيد.
نتيجه كار موسسه چنين شد كه سال گذشته 2004 كه كنگره اسلامي دانشجويان آمريكاي شمالي تشكيل ميشود و گزارش كار خود را ارائه ميدهند اعلام ميدارند كه تا به حال بالغ بر 7000 مسجد و املاك موقوفه زير نظر موسسه به ثبت رسيده است».
پس از كسب درجه دكتراي فيزيك هستهاي، در سازمان فضايي آمريكا (ناسا) فعاليت خود را آغاز ميكند. عشق و علاقه به دين مبين اسلام در وجود ايشان سبب ميگردد تا در ديار غربت و مغرب زمين هم بيكار ننشسته و براي تعالي و تبليغ اين دين آسماني وارد عرصه دعوت و تبليغ گردد و همين علاقه به اسلام سبب ميگردد تا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي سال 57 جهت خدمت به كشور كه بنا بود در آن حكومت عدل اسلامي تشكيل گردد، غرب را رها و به آغوش ميهن باز ميگردد. ابتدا به پيشنهاد مرحوم طالقاني به عنوان نماينده دولت در هيات حسن نيت و ناظر بر انتخابات شوراي شهر سنندج-كه اولين انتخابات شوراي شهر در ايران بود و به ابتكار مرحوم كاك احمد مفتيزاده برگزار شد-انتخاب ميگردد، پس از انتخابات و برگزيده شدن 11 نفر به عنوان شوراي شهر سنندج، در سال 58 از طرف رئيسجمهور وقت (بنيصدر) جهت همكاري با دولت مركزي دعوت و با عنوان مشاور عالي رئيسجمهور در امور علمي و رئيس سازمان صنعتي پژوهشهاي ايران منصوب ميگردد اما بعد از مدتي به دلايلي استعفا ميدهد و متعاقب آن او نيز همچون بسياري ديگر از انقلابيون كنار نهاده و به حاشيه رانده ميشود. به ناچار دوباره راهي غرب ميگردد تا فعاليتهاي خود رادر ناسا ادامه دهد، اما در آنجا هم به خاطر ايراني بودن، همكاري با شوراي انقلاب ودولت جمهوري اسلامي-كه در آن موقع دشمني سختي با آمريكا داشت و ماجراي گروگانگيري در ايران روي داده بود-مانع همكاري وي با ناسا ميگردند و عملا مورد تبعيض و بيمهري دولتمردان آمريكا قرار ميگيرد. لذا با پيشنهاد دوستانش در انجمن اسلامي دانشجويان، تحصيلات خود رادر زمينه فيزيك پزشكي پي ميگيرد و بعد از فراغت تحصيل در مقطع فوق دكتراي تخصصي در موسسهاي در زمينه درمان سرطان در بيمارستان ناسا كار خود را شروع و به موفقيتهاي چشمگيري در اين زمينه هم دست مييابد كه از جمله آن اختراع دستگاهي براي درمان بيماران سرطاني است.
ايشان مدت 19 سال در بيمارستان ناسا در زمينه فيزيك سرطان فعاليت داشته و به دنبال حمله به برجهاي سازمان تجارت جهاني و مقر پنتاگون در نيويورك-كه مسلمانان در آمريكا و اروپا تحت فشار قرار گرفتند-ابتدا اخراج ميشود و بعدا براي جلوگيري از اقامه دعوا بازنشست ميگردد.
پرتوماه در مدت اقامت پس از انقلاب در ايران و همكاري با دولت و حضور جدي در كردستان و همچنين در طي مسير بازگشت به آمريكا-كه از كردستان تركيه عبور ميكند-به خوبي به عمق محروميتها و مظلوميتهاي ملت كرد پي ميبرد، لذا به محض بازگشت به اتفاق كردهاي ديگر كشورهاي كردنشين اقدام به تشكيل موسسهاي به نام حزب اسلامي كردستان مينمايد و مجلهاي تحت عنوان جودي منتشر ميكند تا از آن طريق محروميت و ستمهاي مضاعف ملت مسلمات كرد را به گوش جهانيان و امت اسلام برساند.
دكتر پرتوماه علاوه بر موفقيت چشمگير و كمنظير در عرصه علوم و تكنولوژي به عنوان يك شخصيت برجسته اسلامي نيز مطرح است وي به عنوان يك نماد برجسته از دانش آموختگان مسلمان برخلاف افراد ضعيفالنفس كه اغلب مايهاي هم در عرصههاي علمي كسب نميكنند اما دچار خودباختگي و كنار نهادن هويت خويش ميگردند و اسلام را عامل عقبماندگي ميدانند و به جاي خدمت به اسلام از سر دشمني در ميآيند! به شدت به ارزشهاي اسلامي پايبند است به ايراني بودن، كرد بودن، در محله فقير نشين جورآباد سنندج زيستن و از همه مهمتر به مسلماني خود افتخار ميكند. ايشان عليرغم اين كه مدت 42 سال است در خارج از كشور زندگي ميكنند اما آنچنان با زبان كردي و لهجه اصيل سنندجي صحبت ميكنند كه انگار روزي از اين سرزمين دور نبوده است، در نظر دكتر پرتوماه اسلام از هر چيزي عزيزتر و قبل از فراگيري هر علمي آموختن قرآن واجبتر است. وي علاوه بر اينكه حافظ قرآن و آشنا به علوم و معارف اسلامي هستند اخيرا نيز قرآن را به زبان كردي ترجمه و تفسير نموده و به ياري خدا در آيندهاي نه چندان دور به چاپ خواهند رساند. مردادماه سال جاري 84 دكتر پرتوماه به زادگاهش بازگشت و در محافل ديني و علمي حضور جدي پيدا كرد و با ايراد سخنرانيهاي جذاب خود، جوانان را ابتدا به تقوا، پرهيزكاري، آموختن تكنولوژي و تلاش براي آباداني ميهن و زدودن غبار محروميت توصيه و نصيحت كرد. كه حضور در ميان مردم و ايراد سخنراني چند ساعته در مساجد كردستان از جمله اين موارد بودایشان بالاخره در تاریخ 26/11/1384 در امریکا به ملکوت اعلی پیوست . روحش شاد .
اما اخرین مسئله باز هم بر میگردد به چند مطلب از اقتصاد کشورو اول از دردهای این روزهای جامعمون میگم
قصه پرغصه ساعت رسمی کشور/ سال از نو، گرانی از نو/ ختم تراژدی حذف تیم استقلال/ قطعنامه دوم و تحریمی دیگر(ایرانی، کالای ایرانی بخر)/ بحران مسکن/ دستگیری، آزادی و بدرقه تاریخی ملوانان زبل/ چالش مجلس و دولت بر سر قیمت بنزین/ آبگیری سد سیوند/ لغو تورهای ورودی به ایران/ شیوع تب مهاجرت از ایران/ شایعه عزل وزیر نفت/ استیضاح وزیر آموزش و پرورش/ سوتی روزنامه جام جم/ طرح مقابله با مصادیق بدحجابی...
اما مطلبی که نتونستم از گفتنش صرف نظر کنم باز هم مسئله بنزین بود خبر حاکی از ان است که قیمت بنزین یارانه ای بین 80 تا 100 تومان خواهد بود که این یارانه تنها به سه تا پنج لیتر برای هر روز یک ماشین خواهد بود و کسی که بخواهد بنزین بیشتری در باک ماشینش بریزد باید برای هر لیتر 450 تومان پرداخت کند اما این قانون تنها شامل ماشینهای شخصی است و صاحبان تاکسی میتوانند تا 30 لیتر در روز از بنزین یارانه ای استفاده کنند فکرش را بکنید یک راننده تاکسی 30 لیتر بنزین از پمپ بنزین خواهد خرید و این بنزین را می تواند به 400 تومان بفروشد به این ترتب این اقای راننده 12000 تومان در امد خواهد داشت در حالی هیچ مسافری را جابه جا نکرده و از یارانه کشور استفاده میکند بدونه اینکه به دنبال مسافر برود این را که گفتم منظورم این نیست که اقای راننده تاکسی ما مقصر است بلکه تقصیر بر دوش کسانی است سیاستهای غلط اقتصادی وضع می کنند و باعث ایجاد یه شغل کاذب میگردند اما وقتی که به اشتباه خود پی بردند بر علیه رااندگانی که بنزین خود را به این صورت به فروش میرسانند قانون وضع میکنند و برایش جریمه تعیین میکنند در حالی که راننده ما در زیر فشار فقر کمرش می شکند
|
+| نوشته شده توسط
یکی مثل تو در جمعه هفتم اردیبهشت 1386
|