یه مدتیه که دارم کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت رو می خونم پیشنهاد میکنم حداقل یک بار این کتاب رو بخونین کتاب خوبیه. یه قسمتش در مورد مادها بود که من خیلی خوشم اومد و یه جاهاییش رو که فک می کنم چیزیهای جالبی توش هست رو انتخاب کردم که اینجا بزنم فک کنم اگه بخونین خوشتون میاد.
آیا مادها که نقش مهمی در برانداختن دولت آشور داشته اند چگونه قومی بوده اند؟پی بردن به این اصل این قوم بون شک امری است که رسیدن به آن دشوار است تاریخ کتابی است که همیشه آدمی بایستی از وسط آغاز کند.نخستین اشاره به این قوم در کتیبه ای است که گزارش حمله شلمنصر سوم به سرزمین موسوم به پارسوا، در کوههای کردستان(837ق.م)بر آن ثبت شده از اخبار چنان بر می آید که در این ناحیه بیست و هفت امیر و شاه بر بیست و هفت ولایت کم جمعیت حکومت می کرده اند مردم این ولایتها را آمادها یا مادها مینامیدند . در زند اوستا کتاب مقدس ایرانیان یاذی از این زادگاه قدیمی می شود و مانند بهشتی توصیف میشود:سرزمینی که آدمی جوانی خود را در آن گذرانده مانند خود ایام جوانی زیباست.قوم ماد در کوههایی که به عنوان جایگاه خود در ایران انتخاب کرده بودند مس،آهن،سرب،سیم و رز،سنگ مرمر،وسنگهای گرانبها بدست می آوردند وچون قومی نیرومند بودند زندگی ساده داشتند به کشاورزی بر دشتها و دامنه تپه های منزلگاه خود پرداختند و زندگی آسوده ای برای خویش فراهم ساختند.
نخستین شاه ایشان دیااکو پایتخت خود را در اکباتان(یعنی محل تلاقی چند راه)بنا نهادبنا بر روایتی از کتاب هردوت آمده_ولی روایت دیگری آن را تایید نمی کند_دیااکو از آنجا به قدرت رسید که به عدالت اشتهار داشت دیااکو برای خود فرمانهایی هم صادر کرد که جالب به نظر میرسند:«هیچ کس به حضور شاه بار داده نشود،و مردم تنها به وسیله پیام آورانی مطالب خود را به عرض او برسانند دیگر آنکه کسی حق خندیدین یا آب دهان بر زمین انداختن در برابر شاه را ندارند. هدف وی از مقرر داشتن این تشریفات برای خود آن بود مه مردم که از دیدین وی محروم بودند طبیعت او را از طبیعت خود جدا بدانند.»مردم قانع ماد که زندگی طبیعی داشتند با پیشوایی این شاه نیرومند شدند و بنا بر تاثیر عادت و محیط زندگی خویش جنگ آزمودگی و تحمل برسختیهای جنگ پیدا کردند و به صورت خطی در آمدند که پیوسته دولت آشور را تهدید می کردند.دولت آشور بارها بر سرزمین ماد حمله کرده و هر بار چنان پنداشته بود که ماد چنان شکست خورده که دیگر یارای برابری با آن را ندارند ولی
بعدها معلوم شده بود که مردم این سرزمین از مبارزه برای بدست آوردن آزادی خسته نمی شوند.بزرگترین پادشاه ماد هووخشتره توانست با ویران کردن شهر نینوا به این کشمکشها پایان بخشد این پیروزی خود محرک وی شد که لشکریانش را در آسیای باختری پیش براند . به دروازه های ساریس برسد و اگر کسوفی واقع نمی شد هرگز از آنجا باز نمی گشت.
دو پیشوا که با یکدیگر در حال جنگ بودند هر دو این پیشامد آسمانی را نذیر آسمانی پنداشتند و با یکدیگر پیمان صلحی بستند و برای استواری آن جرعه ای از خون یکدیگر نوشیدند.این دولت مستعجل فرصتی پیدا نکرد که بتواند در بنای مدنیت سهم بزرگی داشته باشد تنها کاری که کرد آن بود که راه را برای فرهنگ و تمدن پارس بازو هموار ساخت.پارسیها زبان آریایی و الفبای سی و شش حرفی خود را از مردم ماد گرفتند و همین مادها سبب آن بودند که پارسیها به جای لوح گلی کاغذ پوستی و قلم برای نوشتن به کار بردند و به استعمال ستونهای فراوان در ساختمان توجه کردند.قاون اخلاقی پارسیها_که در زمان صلح صمیمانه به کشاورزی بپردازند و در جنگ متهور و بی باک باشند_و نیز مذهب زردشتی ایشان و اعتقاد به اهورامزدا و اهریمن و سازمان پادشاهی یا تسلط پدر در خانواده و تعدد زوجات و مقداری قواین دیگر پارس_که از شدت شباهت با قوانین ماد سبب آن شده است که دراین آیه کتاب دانیال:«تا موافق شریعت مادیان و پارسیانی که منسوخ نمی شود»ذکر آن با هم بیاید_همه ریشه مادی دارد. از ادبیات و هنر این قوم یک پاره سنگ یا یک نامه هم بر جای نمانده است.انقراض دولت ماد بسیار سریعتر از تشکیل آن صورت گرفت.آژدهاک یا ایشوویگو که به جای پدر خود هووخشتره به تخت سلطنت نشست. یک بار دیگر این حقیقت را اثبات کرد که حکومت سلطنتی همچون بازی قماری است ودر وراثت سلطنت هوشمندی مفرط و جنون متحد نزدیک به یکدیگر به شمار می روند. این شاه براحتی بر تخت سلطنتی که به میراث برده بود نشست و به عیش و نوش و لذ از آنچه نصیب وی شده بود پرداخت.
روزی آژدهاک(ایشتویگو)که نسبت به هارپاگ خشمناک شده بود دستور داد از تن بی سر و دست فرزند او خوراکی فراهم آوردند و پدر را مجبور کردند که گوشت تن فرزندش را بخورد.هارپاگ فرمان را اجرا کرد و گفت هر چه شاه امر فرماید مایه شادی او می شود ولی کینه را در دل خود نگاه داشت و بعدها به کمک کوروش برخاست تا ایشوویگو را خلع کند.واین چنین آزدهاک از نوه ی خود که اکنون شاه پارس بود شکست خورد تا پایانی باشد بر حکمرانی نه چندان طولانی مادها.
|
+| نوشته شده توسط
یکی مثل تو در جمعه دوم آذر 1386
|