خب بالاخره امتحانات هم تموم شد به همه تبریک می گم چه اونایی که همه درسا رو به سلامتی افتادن چه اونایی که مشروطیشون به تار مویی بنده و چه اونایی که(از ما بهترون) نمرهاشون ثمره چشمهای زوال در رفتشونه



به هر حال از این به بعد باید به فکر انتخاب واحد باشیم که از هفته بعد شروع می شه

شاید باور نکنین من از انتخاب واحد بیشتر از خود امتحانا می ترسم مخصوصا هم که اگه کارشناس گروه خانوم حیرانی باشه

.اخه من نمی دونم مگه من چه هیزم تری به ایشون فروختم(فقط بعضی مواقع با دو سه تا از بچه ها دسته جمعی بهش می خنیدیم البته یه جوری که خودش هم متوجه بشه)



ولی خدایش مقصر خودشه ترم قبل که واسه اینکه یکی از درسها رو بگیرم بهم گیر داده بود که چون پیش نیاز رو رعایت نکردی نمیشه

یه روز تمام از ایشون التماس کردم

ولی فایده نداشت تا بالاخره با هزار تا دوز وکلک درس رو گرفتم اخر سر هم وقتی متوجه شد که کار از کار گذشته بود

وقتی فکرش رو می کنم که باید برگ انتخاب واحدم رو ایشون مهر بزنن کلافه می شم اخه اقای دکتر الماسی مگه تو این شهر ادم قحطیه که ایشون رو ور داشتین گذاشتین واسه دق دادن برو بچ نجیب اقتصاد

مگه اون اقای خسروی چه مشکلی داشت که ورش داشتین؟ای خدا ما باید چی کار کنیم جونیمون رو باید در راه کل کل کردن با خانوم حیرانی حروم کنیم ای خداااااااااااااااااااااااااا
تو رو خدا اگه نظری یشنهادی دارین بگین همین جوری بدون نظر مارو فراموش نکنین و برین
|
+| نوشته شده توسط
یکی مثل تو در جمعه سیزدهم بهمن 1385
|