یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد خطی ننویسم که آزار دهد کسی را تنها دل من دل نیست یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دورنگی را باکمتر از صداقت ندهم یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست خودش باز میشود یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم. من یکیم مثل همه اونایی که به اینجا سر میزنن. میگن دارم اقتصاد میخونم هرچند خودم زیاد مطمئن نیستم از وقتی که یادم میاد تا حالا زنده ام و هیچ وقت نمردم دقیق تر بگم از اون وقتی که پدرم آدم مست می بهشتی بود و از آن میوه ممنوعه خورد تا حالا هستم واز اون تاریخ به بعد تبعید شدم به این دیر خرابات.چشمای ناز تک تک اونایی که از این وبلاگ دیدین می کنن رو میبوسم
راستش رو بخواین چند سالی بود این مسئله من رو به خودش مشغول کرده بود که کرماشان درسته یا کرمانشاه واصلا کرماشان به چه معناست؟ این برای من که یک کرماشانی (کرمانشاهی)هستم خیلی مهمه یادمه سه سال پیش یعنی وقتی که دانش اموز پیش دانشگاهی تو یکی از نشریه های محلی که حالا اسمش رو فراموش کردم در این مورد یه چیزایی خونده بودم و با بیان چند تا مدرک ثابت کرده بود که کرماشان درسته یعنی همون چیزی که در گفتار مردم بومی این دیار هم به گوش می رسد نه آن چیزی که بیگانگان آنرا بیان می کنند به هر حال چند مدت قبل که در بلاگفا در حال سرچ بودم به مطلبی برخوردم که دقیقا به اون چیزی پرداخته بود که من دنبالش می گشتم" کرماشان س سر زمین مقدس ماد" .من هم دلم نیومد که وبلاگ من از این مطلب مهم محروم بمونه به همین خاطر این مطلب رو که از وبلاگ
www.bayankhan.blogfa.comهست این جا می زارم امیدوارم خوشتون بیاد
درمقدمهی کتاب مبانی زبان شناسی نوشتهی "جین اجیسون "چنین آمده است: بابی مواظب واژهها باش مادر بزرگ راست میگوید چون هر کاری بکنی باز هم از وازژههایی استفاده میکنی تمام روز و شب واژهها برایت اهمیت دارند. اگر داخل بشکهای زندگی کنی و غیر از خودت با کس دیگری حرف نزنی باز هم واژه ها برایت اهمیت دارند برای اینکه واژهها ابزار تفکر هستند. زبان بشری دارای قدمت زیادی است و در طول سالیان متمادی همیشه در معرض تغییر و تحول بوده است. در یک جامعهی زبانی که یک قوم تا حدودی به زبان یکسانی سخن می گویند واژهها حافظ ارزشهای فرهنگی اصیل و قدیمی آن قوم است در تحقیقات علمی و معلوم کردن مجهولات نیز زبان نقش ویژه ای دارد. گاهی اوقات واژهای می تواند به یک مردم شناس که در محیطهایی با فرهنگهایی مختلف به مطالعهی زبان میپردازد کمک بزرگی کند و همکچنین جامعه شناس را مدد نماید که از طریق موقعیتهای زبان شناسی وضعیت اجتماعی دورههای مختلف یک جامعه را بررسی کند. گاهی اوقات وجه تسمیهی یک مکان جغرافیایی به روشن شدن و اثبات یک حقیقت تاریخی در زمانهای کهن کمک می نماید. در این جستار ابتدا نظریات جغرافی دانان و مورخین را در بارهی کرمانشاه میآوریم و سپس در حد توان به ریشه یابی واژهی کرمانشاه میپردازیم
.
در کتاب ایرانشهر که بر مبنای جغرافیای موسی خورنی تالیف شده در بارهی ناحیهی غرب و استان "مای" چنینی نوشته شده است: «مای به فارسی امروزه "ماه" به فارسی باستان ماده است که از ناحیهی معبر حلوان (سرپل ذهاب) تا نزدیکی همدان ادامه داشت. ماد در زمان ساسانیان به "مای" تبدیل شده که هنوز در زبان کردی رایج است و در قرون اولیهی اسلامی آنرا "ماد" میگفتند. مثل ماه البصر (نهاوند) و ماه الکوفه (دینور
).
جرجی زیدان در کتاب تاریخ تمدن اسلام مینویسد: اعراب ماه را از نظر مالیاتی به دو قسمت کرده بودند ماه الکوفه و ماه البصر. پس از فتح ایران به دست مسلمانان مالیات دینور به کوفه و مالیات نهاوند به بصره می رفت. به همین جهت این اسامی را بر آنان اطلاق میکردند. مقدسی سیاح و جهانگرد دورهی سامانیان در مورد شهر کرمانشاه نوشته است: شهری دلگشاست، پیرامونش را باغها فرا گرفته و جامع در میان بازار است. ابوالفداء مورخ و جغرافیدان قرن هشتم در کتاب تقویم البلدان در بارهی کرمانشاه چنین می نویسد: قرمسین شهریست در کوههای عراق در سی فرسخی همدان نزدیک دینور. رشیدالدین فضل الله نیز در اوایل قرن هشتم در کتاب جامع التواریخ از واژهی قرمسین استفاده کرده است. چون فخرالدوله به سرای آخرت تحویل کرد لشکر بر امارت پسر او مجدالدوله بیعت کردند .... برادرش شمس الدوله ولایت همدان و قرمیسین تاحدود بغداد در تصرف داشت. واما حمدالله مستوفی در کاب نزهه القلوب در بارهی کرمانشاه چنین مینویسد: آنرا در کتب قرماسین (قرماشین) نوشتهاند آنجا را بهرام ابن شاپور ذوالاکتاف ساسانی ساخت و قباد ابن فیروز تجدید عمارتش کرد و انوشیروان در آنجا دکهای ساخت، صد گز در صد گز نهری وسط بود و اکنون دیهی است و صفه ی شبدیز در آن حدود است و خسرو پرویز ساخته و در صحرای آن باغی ساخته دو فرسنگ در دو فرسنگ. دکتر معین نیز در فرهنگ فارسی خود احتمالا با استنادی به گفته ی حمدالله مستوفی د ر ذیل واژهی کرمانشاه چنین می نویسد: این شهر در زمان ساسانیان بنا شده و بانی آن بهرام چهارم ( لقب به کرمانشاه) بوده است
.
در کتاب بند هشن که مطالبی در بارهی جغرافیای اساطیری و موجودات مختلف از حیوانات و درختان و سرزمین ها و کوهها و رود ها در آن دیده می شود و تالیف اولیهی آن در دوران ساسانی انجام گرفته به واژهی کرمینشان اشاره شده است: "کوه مرغ به لاران کوه زرین به ترکستان کوه بهستون به کرمینشان دیگر از این شمار که محل رفت و آمدند ..... کوه بوم انگاشته می شوند" .مرحوم دکتر مهرداد بهار در قسمت یادداشت های بند هش آورده است: "باید توجه داشت که نام واژهی کرمانشا محتملا تبدیلی است از کرمینشان ". رمیشان و کرماشان نام کهن این سرزمین در دورهی میانه ی تاریخ ماست و کرمانشاهی ها خود را کرماشانی می خوانند
.
اما واقعیت قضیه این است که واژه ی کرماشان از سه جزء :کار - مای - سیای تشکیل شده و به معنی مکان مقدس مردم ماد است و معنی این سه جزء را در کتیبهی بیستون میتوانیم پیدا کنیم. دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب تاریخ زبان فارسی کتیبهی داریوش را واژه به واژه معنی کرده که در اینجا به ذکر سه جزء مورد نظر اشاره میکنیم
:
kara
یعنی مردم، ارتش .....
siyan در زبان عیلامی در کتیبهی بیستون به معنی مکان مقدس است. مجموع این سه واژه به معنای «مکان مقدس مردم ماد» که در درازنای زمان به گونه های مختلف از جمله :قرمیسین، قرماسین، قرماشین، کرماشین، کرمیشان، و کرماشان، نوشته شده است .
یکی دیگر از دلایل تقدس این سرزمین اینکه ریشهی بغستان است، و بغستان به معنی پرستش خداست. ملک الشعرای بهار در کتاب سبک شناسی درباره بیستون چنین می نویسد: بیستون در اصل بغستان و تازیان غالبا آنرا بهستون خواندهاند اما بغستان به معنی جایگاه خدایان بوده است. زیرا در عهد هخامنشی و تا چند قرن بعد بغ نام پروردگار عالم بوده است
.
|+| نوشته شده توسط
یکی مثل تو در سه شنبه هفدهم بهمن 1385
|